†همچی دار †

SMS  

12:58 AM سه شنبه، 11 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت

SMSّ های جدید

تركه ميره جبهه تو خاك عراقيا ميشه رو زمين دراز ميكشه بهش ميگن دارچيكار مي كني ميگه دارم به خاك دشمن تجاوز مي كنم

...........................................

تركه مي خواسته بميره وصيت مي كنه من كه مردم يه ميليون خرجم كنين

aa2وقتي ميميره پسرش يه ميليون خر جمع ميكنه

...........................................2

يه يارو مسته هي ميرفته رستوران 2 تامشروب سفارش مي داده گارسون مشكوك ميشه ميگه چرا همش 2تا 2 تا سفارش ميدي ميگه يكي واسه خودم يكي واسه دوستم تو شهرستان بعد از مدتي ديگه همش يكي يكي سفارش مي داده گارسون دوباره مشكوك ميشه ازش مي پرسه واسه دوستتون اتفاقي افتاده كه يكي سفارش ميدين ميگه نه من خودم ترك كردم

...........................................

زن رشتیه دیر میره خونه. شوهرش عصبانی میشه! و میگه؟ کجا بودی ؟ زنه میگه تو راه یه نفر بهم تجاوز کرد! شوهره میگه : خب تجاوز 10 دقیق!! بقیشو کجا بودی ؟!!!!!

...........................................

یه مگسه دستشو میندازه دور گردن دوست دخترش میگه : می دونی عزیزم از گه بیشتر می خوامت؟!!

...........................................

دو تا مگس با هم ازدواج میکنن . ماه عسل میرن WC

...........................................

ترکه به زنش میگه : عجب داماد آمریکایی خوبی داریم . زنه میگه چطور؟ میگه من پشت در بودم شنیدم برا اینکه ما بیدار نشیم داشت دخترمونو ساکت میکرد و هی میگفت : ساک ایت! ساک ایت

...........................................

به تركه ميگن يه واحد كوچيك‌تر از مثقال نام ببر. ميگه چس مثقال!

...........................................

واسه لره دختر نشون مي‌كنن، با سنگ مي‌زندش!

...........................................

تركه تو قرعه كشي بانك شركت مي‌كنه، براش شيش ماه زندان در مياد!

...........................................

تركه داشته شناي قورباغه ميرفته، لك لك مياد مي‌خوردش!

...........................................

تركه جونش به لبش ميرسه، تف مي‌كنه مي‌ميره!

...........................................

تركه قاضي ميشه بهش ميگن حكم كن، ميگه پيك!

...........................................

تو برام مثل گل مي‌موني، فقط بايد يه چوب بكنم تو كونت تا بشي دسته گل!

..........................................

به پدر حسين فهميده ميگن نظرت درباره پسرت چيه؟ ميگه برو بابا هنوز دارم قسط تانك رو ميدم!

...........................................

عزراييل ميره سراغ تركه. تركه خودش رو ميزنه به مردن!

...........................................

تركه رو مي‌برن زير سوال، له ميشه!

...........................................

شب چهارشنبه سوري مي‌بينن تركا بيشترين آسيب رو داشتن. يه آمار مي‌گيرن مي‌فهمن كه اونا آتيش رو بغل ديوار درست مي‌كردن بعد از روش مي‌پريدن!

...........................................

يه روز يه تركه ميره استخر، آهنگ تايتانيك ميزارن غرق ميشه !

...........................................

يه تركه بلال مي‌خوره، تا يه هفته همش اذون ميگه !

...........................................

به تركه ميگن يه جمله بساز كه توش آب باشه. ميگه لوله!

...........................................

يه تركه ميره در يخچال رو باز مي‌كنه مي‌بينه ژله توي يخچال داره مي‌لرزه. ميگه نترس اومدم آب بخورم!

...........................................

زن تركه پنج قلو زاييده بوده و هر كدوم از بچه‌هاش يه رنگي دراومده بودن! تركه ميره دكتر ببينه علتش چيه. دكتره ميگه زن شما به جاي قرص ضد حاملگي، اسمارتيز خورده!

...........................................

يادم باشه كه يادت باشه كه يادم بياري كه يادت بدم كه ياد بگيري كه يادم بياري كه هميشه به يادتم و يادت هيچوقت از يادم نميره. اين رو يادت نره.

...........................................

يه روز يه تركه داشته با دوست دخترش توي خيابون راه ميرفته، يه دفعه يه گوز ميده! براي اينكه سه نشه، ميگه باز اين بچه‌ها برام SMS فرستادن!!

...........................................

به تركه ميگن مي‌دوني اولين حيووني كه به مكه رفت چه حيووني بود؟ ميگه هاج زنبور عسل!

..........................................

يه يارو ديوونهه HIV داشته و با آمپول از خودش خون مي‌گرفته و ميزده به مردم. يه تركه بهش ميرسه ميگه بزن به من، بزن به من!. يارو فكش ميفته ميگه بابا اين خطرناكه‌ها HIV مي‌گيري‌ها. تركه ميگه بزن كاريت نباشه. وقتي يارو آمپوله رو بهش ميزنه، تركه ميگه هاهاها چي فكر كردي؟ من كاندوم داشتم!

...........................................

تركه رستوران ميزنه، رو درش مي‌نويسه: وقت نهار و نماز تعطيل است

...........................................

يه روز يه بنده خدا کاظم نامی توي مهموني يهو با صداي بلند مي‌گوزه. اينقدر خجالت مي‌كشه كه از خدا مي‌خواد بكشدش و مثل اصحاب كهف سيصد سال بعد زندش كنه! خدا هم همين كار رو مي‌كنه. وقتي طرف بعد سيصد سال زنده ميشه ميره بازار كه نون بگيره. وقتي پول رو به نونوا ميده، يارو بهش ميگه اين رو از كجا آوردي؟ ميگه چطور مگه؟ نونواهه ميگه آخه اين سكه مال عهد كاظم گوزويه، خيلي قيمتيه!

...........................................

رشتیه تو قرعه‌كشي بانك ماكسيما برنده ميشه. روزي كه مي‌خواستن تحويلش بدن ميگه اينو آبي كنين من فردا ميام مي‌برمش. ميگن بابا اين نقره‌ايه، بهترين رنگه، آبيش كنيم؟ ميگه آره. من فقط آبي تحويل مي‌گيرم. خلاصه فرداش مياد و ماشين رو آبي شده تحويلش ميدن. ميگه به به. ببينيد .... حالا شد مثل نيسان!

...........................................

روز valentine يكي ميره كارت پستال فروشي و ميگه آقا كارتي دارين كه روش نوشته باشه تو تنها عشق مني؟ يارو ميگه بله. ميگه پس لطفا 16 تا بدين!

...........................................

تركه از آخونده مي‌پرسه با كفش هم ميشه نماز خوند؟ آخونده ميگه نه برادر، نميشه. تركه ميگه ولي من خوندم، ديدي دروغ گفتي؟!

...........................................

تركه هزار تومني پيدا مي‌كنه، مي‌ندازه زمين ميگه بابا ما از اين شانسها نداريم!

...........................................

اصفهونيه اكس مي‌زنه. تو تاكسي پول دو نفر رو حساب مي‌كنه!

...........................................

مادره ميره مدرسه پسرش. ناظم مدرسه بهش ميگه به بچتون بگين اگه درس نخونه مادرش رو مي‌گام! مادره ميگه آقاي ناظم اين بچه من حرف گوش نميده، شما زودتر كارتون رو بكنين!

..........................................

عینکی بادکنکی فوتت کنم میترکی

________________________________________

* به رشتیه میگن زنتو با 10تا مرد تو پیکان دیدیم .. میگه :ایـــــــــــــــــــــــــول ظرفیت پیکان

*تركه تو كليسا نشسته بوده، يهو مي‌بينه يه دختر خيلي ميزون مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي...فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام..اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح‌! خودت كمكم كن! تركه از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده!‌ خودم ميرم!

*آويني تو جنگ كشته‌ميشه، به یه یارو ميگن برو يه جوري به خانوادش خبربده. یارو ميره دم خونشون زنگ ميزنه، زن آوینی ميگه: كيه؟ یارو ميگه: ببخشيد،‌ منزل شهيد آويني!!( آقاهه سه میخ کم داشته).

*می دونين چطوری ميشه خانمها رو توی سنين مختلف با توپها مقايسه كرد؟

يه خانم توی سن ۱۸ سالگی مثل توپ فوتباله... ۲۲ نفر دنبالش هستن...

توی سن ۲۸ سالگی مثل توپ هاكيه... ۱۰ نفر دنبالش هستن...

توی سن ۳۸ سالگی مثل توپ گلفه... ۱ نفر دنبالشه...

توی سن ۴۸ سالگی مثل توپ پينگ پونگه... ۲ نفر هی از خودشون دورش می كنن و به طرف مقابل پاسش ميدن...

توی سن ۵۸ سالگی مثل توپ جنگيه... كسی جرات نمی كنه از ۱۰ متريش رد بشه!

*بدون توي دنيا يه قلب هست كه فقط براي تو ميتپه اونم قلب خودته!!!

*از یکی ميپرسند: احمقترين خواننده كيه !؟ ميگه حبيب ! ميگن آخه چرا !!!؟

ميگه بابا اين مرتيكه خر داره گيتار ميزنه هي ميگه صداي دهل مياد !!!

*از قزوينيه مي پرسن بزرگترين سد دنيا كدومه؟ ميگه: شلوار لي! 

*غضنفر کاندوم با طعم ليمو شيرين مي ذاره،

به زنش مي گه: زود بيا بخور و گرنه تلخ مي شه!!! 

*يه زنه از يه ملا هه مي پرسه؟ حا ج آقا ما چي کار کنيم که وقتي بادمجون مي خوريم، لبمون باد نکنه؟ حاج آقا هه مي گه: اشکالي نداره، ما آقايون هم وقتي لب مي خوريم، بادمجونمون باد مي کنه

*جاهله ميره آمپول بزنه، تزريقاتيه ازش ميپرسه: چپ بزنم يا راست؟ جاهله ميگه: داداش اين ما رو سياسي نکن! همون وسط بزن بريم

*به یک آخونده میگن، شما از خودت گشاد تر دیدی .تاحالا؟ میگه آره، اونهایی که به من میگن التماس دعا حاج آقا!

*یه بابایی داشتته تو پارتي هلکوپتري مي زده ، يهو بسيجي رو جو مي گيره با آرپيچي ميزنتش!!!!!!!!

*رضا زاده تصمیم میگیره وزنه 1000 کیلویی بلند کنه، حضرت ابوالفضل بهش زنگ میزنه میگه ایندفعه دیگه رو من حساب نکن ها! هر چیزی حدی داره!

 *یه روز یه تهرانی به یه اصفهانی میگد راست مگند اصفهانیا به خراشون میگند آمو؟ اصفهانیه هم خیلی خونسرد میگد آره آمو!!

 *به یه اصفهانی می گن با{یاماها}جمله بساز:!!!!!!! می گه:شماها خسیسین یاماها؟!!

*یه روز یه اصفهانی موز می خوره معده اش پیام Eror میده!!!

* رشتیه میاد پیش دوستاش میگه:یه زن گرفتم حال کنیم!!!! 

*کرده ميخواسته واسه چراغ قوه‌ش باطري بخره، چراغ قوه رو ميگذاره تو جيبش ميره بقالي، اشاره ميكنه به جيب شلوارش ميگه: قوه‌شو داري؟ بقاله يك نگاه به جيب قلنبه يارو ميكنه، جفت ميكنه ميگه: نه به جون تو نه قوه‌شو دارم، نه بُنيه‌شو!

*یه روز یه دختر به دوس پسرش می گه عزیزم من وقتی تو رو می بینم پاهام شل میشه پسره هم برمیگرده میگه این که چیزی نیست خوب من وقتی تو رو میبینم شلم پا میشه!!!

* به مرغه ميگن به جون بچه‌ت قسم بخور، ميگه: به تخمم!

*به یکی ميگن شيري يا روباه ميگه مگه خر چشه!

*روز يه زنه سه نفر و مياره تو خونه . بهشون ميگه اگه کسي اومد بريد تو گوني . بعد شوهر زنه ميرسه . اون سه تا ميرن تو گوني . مرده مياد يه لگد ميزنه به گوني اول .  صداي گردو در مياره . به دومي ميزنه صداي نون خشک ميده . به سومي ميزنه . صدايي نمياد . دوباره ميزنه

بازم صدا نميده . چند بار ديگه ميزنه . يارو شاکي ميشه مياد بيرون ميگه : کره خر ، آرده ، آرد صدا نداره!

*آخونده و عربه و رشتيه سوار هواپيماي لوفتانزا بودن، موقع نهاركه ميشه، يه مهماندار خوشگل براشون غذا مياره. دختره وقتي ميخواسته غذا رو بذاره جلوي آخونده، سينه‌هاش معلوم ميشه، آخونده ميگه: خدايا به راه راست هدايتش كن! نوبت كشيدن غذاي عربه ميشه، عربه هم سينه هاشو ميبينه، ميگه: خدايا راست شده تو هدايتش كن!! نوبت رشتيه كه ميشه،‌ باز سينه‌هاي خانم پيدا ميشه، ميگه: خدايا تو راستش كن من هدايتش ميكنم!

2- عربه سوار تاكسی ميشه، ميشينه كنار يك دختره آخر تيكه. يك مدت ميگذره، برميگرده به دختره ميگه: ببخشيد خواهر، يك سوال جنسی داشتم! دختره ميگه:خفه شو كثافت نكبت! باز يك مدت ميگذره، باز عربه ميپرسه: ببخشيد، ميتونم يك سوال جنسی بپرسم؟! دختره ميگه: گمشو سوال جنسی رو برو ازون ننت بپرس! خلاصه عربه اونقدر گير ميده تا آخر دختره حوصلش سر ميره، ميگه: بپرس ببينم چه مرگته؟! عربه ميگه: شرمنده خواهر، جنس اين شلوارتون چيه؟

3- مورچه هه می ره جلوی آينه و می گه: سياه نرمه نرمه، های سياه نر مه نرمه! 

7- بيمار: آقای دكتر، متاسفانه من همه چيز را خيلی سريع فراموش می‌كنم. دكتر: اين مسئله از كی شروع شد جانم؟ بيمار: كدام مسئله آقای دكتر؟!

9- یه روزی یه عرب اماراتی میاد تو آب نگاه می کنه و عکس خودشو میبینه بعد میگه: جل الخالق! اسب ابی دیده بودیم ولی خر آبی ندیده بودیم!

10- یه نفر میخواسته خود کشی کنه میره تو گلدون میشینه و میگه به من آب ندین!

13- معلم : احمد بگوببینم پرستو ها کی به سمت جنوب پرواز می کنند؟ احمد: وقتی که دمشان به سمت شمال باشد!

14- دوتا گوجه قرمز باهم دعواشون میشه-یه گوجه سبز میاد جداشون کنه؛ قرمزا بهش میگن: سید ! تو دخالت نکن!

4- تركه عروسي ميكنه، هفته بعد دست خانوم رو ميگيره ميبره دكتر، ميگه: آقاي دكتر ما بچهدار نميشيم!! دكتره ميپرسه: چند وقته ازدواج كردين؟ تركه ميگه: يك هفتهست!! دكتره شاكي ميشه، ميگه: داداش من، اين كسه مايكروويو كه نيست!

6- يك بابايي دوتا كس بلوچ بلند ميكنه، ميبره خونه. اونجا بهشون ميگه: شما دوتا تو اين اتاق شيد تا منم آماده شم. خلاصه خودش ميره تو اتاق بغلي، لباساشو در مياره و يك فروند كاندوم فرد اعلا هم ميكشه رو حضرت معامله و برميگرده تو اتاق. تا مياد تو، يكي از كسا برميگرده به اون يكي ميگه: اوره ماه پري سيل كن چون نوكين كيري داره آنگهش پلاستيك در نبوته!! (الترجمه الپارسي(!): ماهپري ببين چه كير نويي داره، هنوز از پلاستيك در نيومده!!!)

 7- قزوينيا يك ماهواره ميفرستن فضا كه دنبال سوراخ لايه ازون بگرده!

rrt15- پسر دهاتيه تازه اومده بوده تهران، همون روز اول تو وليعصر چشمش ميافته به يكي ازين شاهكساي ناب تهران با هفت قلم آرايش (ازون تريپايي كه موقع راه رفتن ماتحت مبارك ميدون آزادي رو دور ميزنه!!) خلاصه پسره مياد جلو، خيلي مودب ميگه: ببخشيد... جسارتاٌ عرضي داشتم. دختره ميگه: بفرماييد. پسره آب دهنشو قورت ميده، ميپرسه: ببخشيد، اين دوست دختر كه ميگن شماييد؟!

41- رشتيه نصفه شب ميخواسته بره بشاشه، به زنش ميگه: خانم جان، يك دقيقه اين جاي منو نگردار، من الان ميام!

   50- خانم معلمه سر كلاس از يه بچه تخسه مي پرسه: اگه سه تا گنجشك سر يه شاخه درخت نشسته باشن، بعد ما يكيشون رو با تير بزنيم، چند تا گنجشك رو درخت ميمونه؟ بچهه ميگه: هيچي! معلمه ميگه: نخير دو تا ميمونه. بچهه ميگه: خوب اون دو تا هم از صداي تير فرار ميكنن ديگه. معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه: جوابت درست نبود ولي از طرز فكرت خوشم اومد! بعد شاگرده ميگه: خانم حالا ما يه سوال بپرسيم؟! معلمه ميگه: بپرس. پسره ميگه: اگه سه تا خانم تو خيابون بستني بخورن، اولي گاز بزنه، دومي ليس بزنه و سومي ميك بزنه، كدومشون ازدواج كرده؟! معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه: خوب معلومه، سومي! بچهه ميگه: نه...جوابتون درست نبود. اوني كه حلقه دستشه ازدواج كرده، ولي از طرز فكرت خوشم اومد! 

* تركه و تهرونيه دعواشون ميشه، ميبرنشون كلانتري. افسرنگهبان از تهرونيه ميپرسه: اسمت چيه؟ يارو با بيخيالي ميگه: فِري... افسره حسابي چپ و راستش ميكنه، ميگه: بي پدر فكر كردي اينجا خونه خالست خودموني شدي؟ گفتم اسمت چيه؟ تهرونيه كه حساب دستش اومده بوده ميگه: فريدون قربان! افسره برمي‌گرده به تركه ميگه اسم توچيه؟! تركه اسمش قلي بوده، يكم فكر ميكنه بعد با ترس جواب ميده: قوليدون!

  * يه بار تو آبادان مسابقه تقليد صداي داريوش برگزار ميشه، داريوش مياد چهارم ميشه!

* تركه پسرش رفته بوده زير ماشين، با سنگ ميزنه درش بياره!

* تركه ميخواسته زيردريايي آمريكاييا تو خليج فارس رو غرق كنه، در ميزنه فرار ميكنه!

* تركه به دوستش ميگه: اصغر، قربون دستت، برو عقب ماشين ببين چراغ راهنما ماشين كار ميكنه يا نه. اصغر ميره عقب ماشين، ميگه: كار مي‌كنه، كار نَمي‌كنه، كار مي‌كنه، كار نَمي‌كنه...!

* تركه ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره!

* يارو تركه عرق ميخوره مي‌برنش كلانتري شلاقش بزنن. افسرِ چند تا شلاق ميزنه، بعد شلاقو مي‌ده به يكي ديگه ميگه: برادر حسين! بيا شماهم يه فيضي ببر!‌ يارو هم چند تا ميزنه و ميده به اونيكي ميگه: برادر اكبر شما هم بيا يه فيضي ببر! خلاصه چند نفري دهن يارو رو .... بعد كه كارشون تموم ميشه ميان از اتاق برن بيرون، تركه ميگه: برادر‌ا! لااقل درِ فيضيه رو ببندين!

* تركه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي‌زدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه مي‌گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ‌مي‌بينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!

* تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبلش بهش ميگن جواب بيسكويته، ولي تو همون اول نگو، اولش يه چند تا سوال كن كه ضايع نشه. تركه ميگه باشه و ميره تو مسابقه، ميپرسه: آقا، يك كويته؟! يارو ميگه: نه. ميگه: دوكويته؟ همينجوري ميگه تا ميرسه به نوزده كويت! يارو ميگه: من يه راهنمايي بهتون ميكنم، با چايي هم ميخورنش. تركه ميگه: آاااهان پس بگو، ‌قنده؟!

* تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، ميگه: عزيزم من لهجه دارم؟ دختره ميگه: آره. تركه ميگه: پس من قطع ميكنم دوباره ميگيرم!

* تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباش ور ميداره، هول ميشه ميگه: ببخشيد توپمون افتاده!

* شيره‌ايه ميخواسته تاكسي بگيره، ‌به يك تاكسي ميگه: مُشتقيم! تاكسيه،‌ پنج متر جلو تر نگه ميداره. يارو ميگه:‌ اي بـابـا! من كه مي‌خواستم اونجا پياده شم!

* تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبل از مسابقه بهش ميگن: ببين جواب ژاندارمريه ولي همون اول نگي كه ضايع بشه، يه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: جانداره؟ مجريه ميگه: نه. تركه ميگه: مِريه؟ ميگه: نه. تركه ميگه: جاندارمريه؟

* يارو تركه تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، تركه ميگه: بچه‌ها در رين صاحابش اومد!

* تركه 19 تا بچه داشته،‌ بهش ميگن: چرا يك بچه ديگه نمياري، رُند شه؟! ميگه: فرزند كمتر، زندگي بهتر!

* تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش،‌ باباي طرف گوشي رو برميداره، هول ميشه ميگه: ‌ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقيقه!

* تركه كفترشو گم ميكنه، تو روزنامه آگهي ميده: بيه بيه!

  4- از لاشيه ميپرسن: دوست داري تو آسيا كدوم تيم برسه به جام جهاني؟ ميگه: خوب معلومه ايران. ميپرسن: بخاطر وطن پرستي ميگي ايران؟ ميگه: نه بابا، آخه تا برسه جام جهاني آدمو ميگـاد!

13- از رشتيه ميپرسن: چه روزايي با زنت حال ميكني؟ ميگه: همه روزا بجز پنجشنبه و جمعهها! ميپرسن چرا؟! ميگه: اووو! پنج شنبه جمعه اونقدر شلوغه كه ژتون گير خودمم نمياد!

17- به رشتيه ميگن اعضاي خانوادتو نام ببر، ميگه: صاايران، امرسان، موبايل، آمريكا!! ميگن: مرتيكه اين كسشعرا چيه ميگي؟! رشتيه ميگه: آخه شما نميدوني؛ صاايران دختر كوچيكمه، هر روز بهتر از ديروز! امرسان دختر بزرگمه، زيبا جادار مطمئن! موبايل خانمه، كه هيچ وقت در دسترس نيست! آمريكا هم خودمم، كه هيچ غلطي نميتونم بكنم!

* تركه مي ره بانك وام بگيره، ضامن نداشت، منفجر مي شه!

* ترکه میخواسته آب بخوره ، آب نبوده تیمم می کنه!

* يارو داشته با بچش بازي ميكرده، ‌هي بچه رو پرت ميكرده بالا، تو هوا مي گرفتدش.

 يه بار بچه رو خيلي ميندازه بالا ، بچه ميفته تو خونه تركه. تركه هم بچه رو مياره ميگه : ايندفعه

آوردم، ولي اگه دفعه ديگه بندازي پارش ميكنم!

* به کرده میگن برا چی زنتو با چاقو کشتی میگه اخه وضع مالیم خوب نبود تفنگ بخرم!

* یه روزی یه نفر از یه ترکه میپرسه  :آقا این خیابون کجا میره؟

ترکه میگه : والا من چهل ساله تو این خیاون زندگی میکنم تا حالا ندیدم جایی بره!

* ترکه سوار تاکسی بوده موقعی که ميخواسته پياده بشه راننده بهش ميگه: آقا ازون در  پياده شو  اين ور زن و بچه نشسته.

ترکه ميگه نه و هی زنه رو هل ميده که پياده شه.

راننده شاکی ميشه ميگه: آقا ازون طرف پياده شو.

ترکه ميگه: ايلده کفشامو موقع سوار شدن اونور در آوردم !

* تركه آشغال رفته بوده توی چشمش ، بعد وایساده بوده جلوی آیینه هی فوت میکرده ، دوستش میاد بهش میگه بابا همین کارها رو میکنید بهمون میگم ترک ها خرن دیگه ، آخه آی کیو ، اونی که توی آیینست باید فوت کنه !

* پسر تركه تو پارك با یه دختره قرار گذاشته بوده ، بعد همین که داشتن حرف میزدن یهو دختره میگه :

واي بابام از دور داره مياد

تركه : بابات تا حالا منو ديده ؟

دختره : نه

تركه: اينكه ترس نداره ، بهش بگو من داداشتم! 

* به غضنفر میگن میدونی چرا زنبورها گل میخورن ؟

میگه خوب معلومه ، لابد دروازه بانشون خوب نیست!

* يك روز يك تركه داشته تو مجلس ختم خرما تعارف ميكرده ، يه يارو 7-8 تا خرما برمي‌داره ، تركه عصباني ميشه ميگه آقا يك نفر مرده نه يك اتوبوس!

*یه روز بارونی یک راننده کامیون كه ترك بود53 نفر رو توی یک حادثه می کشه . سروان اداره رانندگی ازش ماجرا رو می پرسه ؟

- والا .. جناب سروان .. ما داشتیم رانندیگی می کردیم که یهو یکی از چرخها ترکید و کنترل کامیون از دستم خارج شد . تو جاده ای که می رفتیم دیدیم 50 نفر اینور خیابون ایستادن و 3 نفرم اونور .. با خودمون گفتیم 3 نفر بمیرن بهتره تا 50 نفر . برای همین فرمون رو انوری گرفتیم .

- آخه مرد حسابی .. پس چه جوری 53 نفر مردن ؟؟؟!!!   

-راستش .... داشتیم به طرف اون 3 نفر میرفتیم.. دو تاشون مردن ولی یهو یکیشون به اون سمت خیابون فرار کرد .  

*  يه روز يه تركه رو ميگيرند ميبرند کلانتري .

تركه ميگه منو واسه چي گرفتيد ؟

جناب سروان ميگه :

واسه عرق خوري .

تركه ميگه :

پس چرا نمياريد بخوريم !

* ترکه ماشينش تو برف گير ميکنه. زنجير نداشته سينه ميزنه !

* روزي يك آباداني با ماشيني تصادف كرد راننده مقابل باعجله پياده شد و بهش گفت: ببينم داداش تو سالمي؟

- نه والله من سالم نيستم, جاسم ام!

* به يکي ميگن با ريلکس جمله بساز.ميگه:رفتيم باغ وحش با گوريل عکس انداختيم!

* از غضنفر مي پرسن؟ بلندترين برج تهرون کدومه؟

مي گه: آزادي يه ديگه، معلومه که !!! دو باره

مي پرسن؟ پس برج ميلاد چي؟ جواب مي ده: بابا شما خبر ندارين، اگه برج آزادي لنگ هاشو ببنده، از ميلاد هم بلندتره !

* يه ماره روسري ميزاره ميگه من كبرام!

* اولی: چرا تو همش روزهای آفتابی چتر همراه خودت می آوری ؟

دومی : آخه روزهای بارانی بابام چتر را با خودش می بره!

* ترکه ميميره ميره اون دنيا. ازش میپرسن ميری بهشت يا جهنم؟نگاه ميکنه به جهنم ميبينه دارو درخته و آبی و بلبل و همه چيز مرتبه ميگه ميرم جهنم.

تا درو باز ميکنن ميبينه شعله های آتيش از همه جا بلند شده. شاکی ميشه ميگه اين که اين طوری نبود.

ميگن يه مدت کسی نيومده بود رفته بود رو screen saver!

 * یه روز یه تركه ميره هيئت راش نميدن ، سال ديگه هيئت ميزنه هيچ كس رو راه نميده!

 * تركه با يك زن اسرائيلي عروسي ميكنه شب اول نميره رو تشك!

 * یه ترکه میره مسابقه ی قرآن خوانی  !سوره ی بنی اسرائیل بهش می افته انصراف میده!

 * به تركه ميگن: ساعت چنده. بلد نبوده ميگه: بدو بدو ديرت شده!

 * آبادانيه ميگه : ديشب آبادان زلزله 11 ريشتري اومد. رفيقش ميگه: پس آبادان با خاك يكي شد دیگه ؟ آبادانيه ميگه : بع ، ولك ، مگه بچه ها گذاشتن!

 * مادر عروس از خواستگار پرسيد :  تا به حال ازدواج کردی؟

خواستگار : نه

مادر عروس : از کجا باور کنم؟

خواستگار : به جان بچه هایم راست میگویم!

 * كرم ابريشم قرص ايكس مي خوره پليور مي دوزه !

 * یه ترکه میره کلیسا به کشیش میگه من میخوام از مسلمان بودن دست بکشم بعد بشم مسیحی کشیش میگه این که کاری نداره  من برق هارو خاموش میکنم هر چی گفتم تکرار کن همه رو بهش میگه و تمام میشه همین که لامپ رو روشن میکنه ترکه میگه: الهم صلی علی محمد وال محمد!

 * ده تا ترک ده سال پیش قایم بوشک بازی میکردند

هنوز 3 تاشون پیدا نشدند!

 * يه تركه تو آينه عكس خودشو مي بينه بعد مي گه : ا...اين چه آشناست ! بعد از يه ساعت فكر كردن داد مي زنه : فهميدم ... فهميدم اين همونيه كه امروز تو آرايشگاه ديدمش !

 * یه ترکه دست می زاره رو نافش ، Reset می شه!

 * معلم : الفبای فارسی رو بگو

شاگرد : الف..ب..پ..ت..ث...چهار...پنج..شیش ..هفت...

معلم : انگلیسی اش رو بگو

شاگرد : ای...بی...سی...چهل...پنجاه...شصت...هفتاد...

معلم : یونانیش رو بگو

شاگرد : آلفا...بتا...ستا...چهارتا...پنج تا...شیشتا...هفتا....

معلم : نخواستم اصلاً ، یه شعر بگو

شاگرد : نابرده رنج گنج پنج شیش هفت .......

 * به ترکه میگن یک تصویر غمناک بکش

ترکه یک نون بربری سوخته میکشه !

 * از یکی میپرسن نظرت راجع به ساندویچ چیه میگه : والله خودش که خوشمزهست ولی این کاغذش یه کم بد مزهست...!؟

 *  ترکه به خره میخوره جرقه میزنن  !

 * به ترکه میگن شما ترکی؟ میگه نه به خدا بیا بگرد!

 * تركه ميره چلو کبابی گارسون مياد ميگه: چی ميل دارين ترکه ميگه: يه پرس چلو کباب گارسونه ميگه با کمال ميل

تركه ميگه : نه با سماغ و دوغ!

 * خبرنگار از يه آباداني ميپرسه ، جمعيت آبادان چقدر هست؟  آباداني در جواب ميپرسه با حومه يا بدون حومه؟  خبرنگار ميگه با حومه

 آباداني ميگه با حومه ميشه هفتاد ميليون!

 * سیاهه با سفیده ازدواج میکنه ، بچشون شطرنجی میشه!

 * پليس جلو يه تركه رو مي  گيره ميگه كارت ماشين،گواهي نامه، بيمه.تركه مي گه چه كار كنم  جمله بسازم!

 * یه صندلی بوده که هرکس روش میشسته و دروغ میگفته بادکنک بالای سرش میترکیده اصفهانیه میشینه میگه مافکر میکنیم آدمای ولخرجی هستیم بادکنک میترکه رشتیه میشینه میگه ما فکر میکنیم که آدمای با غیرتی هستیم بادکنک میترکه ترکه میشینه میگه ما فکر میکنیم... بادکنک میترکه!!!! 

 * آسمان را مي نگرم تو را ميبينم خورشيد را مي نگرم تو را ميبينم ماه را مي نگرم تو را ميبينم خوب مسخره از جلوم برو كنار ديگه!

 * پیرزنه تو اوتوبوس هی میگفته نی نای نی نای نی نای نای ، همه هم دست میزدن براش

بعد یهو دست میکنه تو کیفش دندوناشو در میاره میگه نیاوران نیگه دار!

 * ترکه میره نماز جمعه ، جو میگیرش ، موج مکزیکی میاد! 

 * يه دکتره از مريضش میپرسه: اين همه قاشق تو شکم تو چيکار ميکنه؟!!

ميگه: خودتون گفتين روزی يه قاشق بخور!   

 * يه روز تركه يه شماره تلفن پيدا ميکنه زنگ ميزنه ميگه: ببخشيد آقا من شمارتونو پيدا کردم آدرس بديد براتون بيارم!

 * يه روز تركه ميره قهوه خونه ۲ تا چايی ميخوره ۵ تا ۱۰ تا ۱۵ تا. قهوه خونه چيه شاکی ميشه ميگه : بابا خسته نشدی اين همه چايی خوردی؟

تركه ميگه : راست میگی واللا قربونت يه چايی بيار بخوريم خستگيمون در بره!

 * تركه دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاحب‌كارش بهش ميگه: احمق جون تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! تركه ميگه: ايلده ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت مي‌كرد!

 * به ترکه ميگن ۴ تا تيم اروپايی نام ببر

ميگه: اينترنال اونترنال ترمينال شرق ترمينال غرب!

 * يه همايش بين المللي همه از اختراعاتشون حرف ميزدن امريکايي ميگه ما يه موشک ساختيم وسط ماه فرود مياد ملت تعجب ميکنن ميگن وسط ماه ميگه حالا يه وجب بالا پايين. آلماني ميگه ما يه موشک ساختيم وسط مريخ فرود مياد ملت ميگن وسط مريخ ميگه حالا يه وجب بالا تر نوبت ترکه ميشه ميمونه چي بگه ميگه ما تو کشورمون با چشمامون غذا ميخوريم همه با تعجب ميگن با چشماتون ميگه حالا يه وجب پايينتر!

 * يه ترکه و يه تهرانيه ويه رشتي رو ميخاستن اعدام کنن ميگن با گيوتين بميريد يا تيربار بشيد يا اعدام شيد تهرانيه ميگه باگيوتين سرش رو ميزارن رو گيوتين تا ميرسه به گردنش واي ميسته آزادش ميکنن رشتيه ميگه منو تير بار کنيد مي خواستن تير بارش کنن اما تفنگا گلوله نداشت وآزادش ميکنن ترکه ميگه اون دوتا که خراب بود منو اعدام کنيد!

* یه دستگا هی بوده که % خریت رو نشون میداده بدن یه عربه میره دستشو میزاره میگه 20% خر 20% خر بعد یه ترکه میره دستشو میزاره میگه 100% خر 100% خر بعد یه لره میره دستشو میزاره میگه صد رحمت به خر صد رحمت به خر!

*مردی تو اتوبوس کنار یک زن چاق نشسته بود ازش میپرسه ببخشید خانوم اسم شما چیه ؟!؟ خانومه: غنچه مرد: شما اگه واشید چی میشین!!!

**‌ به لره ميگن چندتا تن ماهي  نام ببر، ميگه: تن شيلانه، تن جنوب، تن سيكارو، تن چابهار، تن پير، تن پيغمبر، ‌تن هر كي دوست داري دست از سر ما بردار!

 * 1روز یه لره میره پیشه خدا میگه : خدایا چیکار کنم که از ترکا خر تر باشم.. خدا میگه: برو تو بیابون شنا کن.... میره تو بیابون شنا میکنه 1دفعه میبینه 1ترکه با قایق موتوری میاد!

* تركه چهار تا قالب صابون مي‌خوره که به مرز خود كفایی ( خود کف آیی ) برسه!

* به يه ترکه ميگن ،ميدوني چرا آذربايجان شرقي و غربي رو از هم جدا کردن ؟ميگه لابد ميخواستن خر تو خر نشه!

* ترکه رئيس فدراسيون شطرنج ميشه ... ميگه از فردا فيل حق نداره اسبو بزنه ... بجای وزير هم مهره ی خرو ميذاريد !

* ترکه ميره خرش رو بفروشه وسط راه خوابش ميبره ... وقتی بيدار ميشه ميبينه خرش داره پول ميشمره!

* يه روز يه ترکه تو هواپيما تفنگو ميذاره رو مخ خلبان و ميگه:از همينجا صاف ميری بندرعباس

خلبانه ميگه:حالا چرا بندرعباس؟

ترکه:آخه دوستم قراره از اونجا قاچاقی ببردم دوبی!

* يه ترکه نوشابه گازدار مي‌خوره گازشو مي‌گيره ميره شمال!

*به تركه ميگن :ميدوني به نفت ميگن طلاي سياه؟

تركه فرداش يه 20 ليتري ميندازه گردنش! 

* يه روز سه تا آباداني داشتن بره هم خالي مي‌بستن

بعد اوليه ميگه من حضرت عيسي هستم و ميتونم مرده رو زنده كنم!

دوميه ميگه من حضرت موسي هستم و ميتونم عصامو تبديل به يه مار كنم!

هي صبر مي كنن مي‌بينن سوميه هيچي نميگه هيچ خالي نميبنده!

بعد ازش مي پرسن تو چرا حرف نمي‌زني؟

ميگه : تا حالا ديدي خدا حرف بزنه !

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


| نظرات 1 | لینک مستقیم | نویسنده: محمد زارعي | موضوع: عمومی


  

9:53 PM شنبه، 11 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت

           عشق چیست؟عشق یعنی بندگی

                  عشق چیست؟عشق با تو بودن است

                         عشق چیست؟عشق بی تو مردن است

                                  عشق چیست؟عشق سراسر شور است

                                         عشق چیست؟عشق سراسرنور است

                      عشق چیست؟عشق یعنی عقل را از دست دهی

                     عشق چیست؟عشق یعنی جنون را سر دهی

                     عشق چیست؟عشق یعنی بودنم پهلوی تو

               عشق چیست؟ یعنی آنکه نروم از کوی تو

                       عشق چیست؟عشق یعنی خارها را گل کنیم

                             عشق چیست؟عشق یعنی که هوا را پل کنیم

                                عشق چیست؟عشق یعنی هستیم تنها تویی

                                   عشق چیست؟عشق یعنی مستیم تنها تویی

                          عشق چیست؟عشق یعنی سرنوشت یعنی سرشت

                      عشق چیست؟عشق یعنی که تو را با ید نوشت

              عشق چیست؟عشق یعنی گل شدن زیبا شدن

        عشق چیست؟عشق یعنی که من و تو ما شدن

                    عشق چیست؟عشق یعنی غصه را رها کنیم

                        عشق چیست؟دست خود را از غریبی وا کنیم

                         عشق چیست؟عشق یعنی دوستی و صلح و صفا

                                    عشق چیست؟یعنی که آن خاطرات ما دو تا

                               عشق چیست؟یعنی روحم از بدن بیرون بود

                       عشق چیست؟یعنی که باید مثال لیلی و مجنون بود

           عشق چیست؟عشق یعنی دیدنی بوییدنی

   عشق چیست؟می توان گفتا که عشق بوسیدن                      

           عشق چیست؟عشق یعنی عشق ساده عشق پاک  

                  عشق چیست؟یعنی که پای پیاده روی خاک

                         عشق چیست؟عشق یعنی تو کنار من شوی

                              عشق چیست؟یعنی تو دارو ندار من شوی

                                 عشق چیست؟عشق یعنی درد را درمان کنیم           

              

                                     عشق چیست؟عشق یعنی نیکی و احسان کنیم

 

تقدیم به تو خوب من


| نظرات 4 | لینک مستقیم | نویسنده: محمد زارعي | موضوع: عمومی


 All rights reserved. Copyright © 2007-2008